هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

231

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

كرد امير المؤمنين به او گفت : بنويس اين توافقى است ميان امير المؤمنين و معاويه حاصل آمده است . نمايندگان معاويه به او گفتند اگر قبول داشتيم كه تو امير المؤمنين هستى ، با تو نمىجنگيديم . حال تنها نام خود و نام پدرت را بنويس . على ( ع ) به كاتب فرمان داد كه ( امير المؤمنين ) را پاك كند عبد اللّه بن عباس از اين كار خوددارى كرد و خود ، نوشته را گرفت و به دست خويش آن را پاك كرد آنگاه فرمود : پيامبر در صلح حديبيه كه من پيمان صلح ميان او و قريش را مىنوشتم ، از اين نكته باخبرم ساخته بود . بهر حال پيامبر از حديبية بازگشت بدين قرار كه در سال بعد به اتفاق يارانش به مكه بازگردد و قريش سه روز مكه را در اختيار او گذارند . همان گونه كه به سوى مدينه روان بود آيهء « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » بر وى نازل گرديد . در سيرهء ابن هشام به نقل از الزهرى آمده كه او گفته است : تا آن هنگام اسلام به چنان فتح عظيمى نايل نيامده بود . مردم يكديگر را به ايمان رهنمونى مىكردند و هر كس با اندك شعورى ، وقتى راجع به اسلام با وى صحبت مىشد ، به اسلام مىگرويد . در آن دو سال بيش از مجموع تعدادى كه از آغاز بعثت پيامبر اسلام آورده بودند ، اسلام آوردند . قريش ، پس از آنكه محمد را خارج از دين آبا و اجدادى و بر كنار از عادات و سنن خود مىدانست و او را مستحق زندگى تشخيص نمىداد و حق حيات برايش قائل نبود اينك اسلام را به عنوان يك دين در كنار ديگر اديانى كه در شبه جزيره پراكنده بودند و نيز به عنوان نيرويى كه ديگر راهى براى از ميان بردن آن ندارد ، به رسميت شناخته بود .